
فلسفه روزه - فلسفه خمس
تاریخ : دوشنبه، 19 مرداد ماه ، 1388 موضوع : مطالب احکام
فلسفه روزه
يكى از عبادتهاى اسلامى روزه است، يكى از آثار تربيتى روزه اين است كه به «حكومت عادت و شهوت» بر انسان پايان مىدهد و انسان را از بردگى تمنيات نفسانى رها مىسازد.

خطرناكترين و بدترين حكومتها، حكومت عادت بد و بندگى نفس است؛ چه بسا يك اعتياد كوچك - مانند اعتياد به سيگار - به عزت نفس انسانى لطمه جبرانناپذير وارد مىسازد تا چه رسد به اعتيادهاى ديگر!
انسان آزاد كسى است كه هيچ نوع عادت نامطلوبى بر او حكومت نكند و با اراده آهنين خود حكومت هر نوع عادتى را سركوب سازد و يك چنين آزادگى و كمال روحى به مقاومت و پايدارى نيازمند است كه روزه پديد آورنده آن است.

گذشته از اين، زنده كننده عواطف انســانى است. افــراد ثروتمند و متمكن كه در طــول سال بر سر سفرههاى رنگين مىنشينند و از افراد گرسنه كه در طول سال بسان روزه داران تا شب گرسنه مىمانند بى خبرند، با روزه گرفتن و گرسنگى سـراسـر روز به ياد چنين افرادى افتاده و از درد دل آنها آگـاه مىشوند و در نتيجـه روح و روان آنها تجـليگـاه عالىترين عواطف انسانى مىگردد و به فكر كم كردن فاصله طبقاتى و برطرف ساختن نيازمنديهاى طبقه مستمند مىافتند. چه خوب است كه طبقه مرفع نيازمندى طبقهاى افتنتد كه هـرگـاه به همـان حـال بمـانند و آتـش خـشم آنهـا شعلـهور گـردد، همه چيز را مىسوزاند و زندگى را نابود مىسازد!
روزه ماه رمضان نمودارى از مساوات و اتحاد است؛ زيرا در اين ماه تمام طبقات - اعم از مرفه و غير مرفه - به تمنيات نفسانى پشت پا زده و هماهنگ مىگردند.
فلسفه خمس
سؤال: آيا «خمس» مزد رسالت است؟
توضيح اين كه: شكى نيست كه پيغمبر اسلام (ص) در برابر آن همه جانفشانيهاو فداكاريها در راه راهنمايى مردم جهان، هيچ گونه اجر و پاداشى از كسى نخواسته و تنها پاداش خود را از خداوند خواسته و اگر ملاحظه مىكنيم كه در بعضى از آيات «مودت ذوقى القربى؛ دوستى خاندان آن حضرت» مزد رسالت معرفى شده، از اين نظر است كه آن هم به نوبه خود خدمت ديگرى به مردم و كمك جديدى به راهنمايى آنهاست؛ زيرا مساله «ولايت اهل بيت» و دوستى اين خاندان، موجب پيروى از گفتار و رفتار آنان مىگردد و اين خود يك نوع هدايت و سعادتى است كه از اين راه نصيب مردم مىگردد؛ ولى واجب نمودن «خمس» بر مردم كه نصف آن را به سادات مىدهند چه معنى دارد؟ آيا اين مزد رسالت نمىباشد؟
پاسخ: مىدانيم كه مصرف «خمس» فقط «فقراى سادات» هستند نه تمام آنها و اگر خمس اموالى كه به آنها خمس تعلق گرفته از احتياجات سادات زيادتر باشد، مازاد آن را - طبق دستورى كه به ما رسيده - بايد به بيت المال مسلمانان ريخت كه در راه مصالح عمومى مصرف گردد. همچنان كه اگر احتياجات فقراى سادات از ميزان خمس زيادتر باشد بايد از بيت المال كمبود آن را تامين نمود. از طرفى سادات بطور كلى از گرفتن زكات كه حق ساير فقرا و محتاجان مىباشد محرومند (مگر اين كه زكات از مال ثروتمندان سادات باشد).
بنابراين، در حقيقت خمس به جاى همان زكاتى است كه به ساير مستمندان داده مىشود و شرايط پرداخت آن هم به سادات تقريبا مشابه شرايط پرداخت زكات به ساير فقراست، منتها براى حفظ حيثيت خاندان پيغمبر (ص) كه در واقع حفظ حيثيت پيغمبر (ص) و رعايت مقام شامخ اوست، به صورت ديگر و به عنوان ديگرى پراخت مىشود و اين يك نوع ادب و احترام در برابر شخصيت والاى پيغمبر گرامى اسلام است و به هيچ وجه جنبه مزد و پاداش ندارد و بديهى است كه احترام و ادب و حفظ حيثيت مردان بزرگ با مزد و پاداش فرق بسيار دارد. [1]
|